افسانه ی عشق
شمع آرام آرام می سوخت
پروانه می رقصید
افسانه ی عشقمان را که نگاشته بودم،می خواندم.
همینکه به اتمام رسید،آخرین قطره ی اشک شمع ،جثه ی ناچیز پروانه را مدفون کرد.
بدان آنچه که از تو به نام افسانه در دلم جای گرفته است
بزودی مرا خاک نشین خواهد کرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام دی 1383ساعت 2:37  توسط پسر دوست داشتنی
|
