تبليغاتX
قلب در قلب

قلب در قلب

سیب


                   سيب
تو به من خنديدي و نمي دانستي که من
به چه دلهره از باغچه ي همسايه
سيب را دزديد م
باغبان از پس من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من کرد نگاه .....     

 سيب دندان زده  از دست تو افتاد به خاک وتو رفتي وهنوز  خش خش گام هاي تو تکرار کنان مي دهد آزارم
ومن غرق در اين پندارم


که چرا باغچه ي کوچک ما سيب نداشت؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 10:25  توسط پسر دوست داشتنی  |