تبليغاتX
قلب در قلب

قلب در قلب

سیب را بکن از شاخه بمال به آستین ببر به دهان

 

جوری بخور که انگار خوردن رخت شستن است توی طشت ترک خوردۀ حلبی روی سنگفرش حیاط  تابستان

 پوست را به دندان بکن چرخ بده دور دهان قورت بده

گوشت را با گوشت و آب بکن به دندان چرخ بده لای دندان آب را قورت بده  گوشت را از پس آب قورت بده 

بپرد توی گلویت

خخ کن  قورت بده    

  دندان دندان بزن تا برسی به دانه ها که در مغز میوه جا گرفته اند

 دانه ها را به دندان بکن تف کن       دم سیب را به دندان بکن تف کن   تکه تکه هرچه ناخوردنی مانده بجو تف کن

  نگاه کن  به درخت     سیب دیگری را بکن از شاخه       دندان فرو کن     بجو     قورت بده     تف کن

 سیب دیگری را      بکن از شاخه       دندان فرو کن      بجو   قورت بده     تف کن

 حالت به هم بخورد از این همه دندان دندان      دلت به هم بپیچد      بنشین پشت درخت 

 معده را خالی کن روی زمین       برگرد جلوی درخت    دراز شو روی زمین   سرت را بگذار روی بازو

 نگاه کن  به آسمان و  آن آبی بی حیا و لکه های مارموذی ابر و خورشید خاک برسر و دل بده به خواب بخواب

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 17:10  توسط پسر دوست داشتنی  | 

بگذریم........

چيزي نمانده است از اين ايل، بگذريم

من ماندم و جنازه ي هابيل، بگذريم

 

آب خوش از گلوي تو پايين نمي رود
از خير نان اين دوـ سه زنبيل بگذريم

 

حالا كه خوب...شكر خدا چاه كنده ايم
حيف است ساده از بغل بيل بگذريم


اين هم عصاي سيد خندان و خسته ات
بايد دوباره از وسط نيل بگذريم


هرروز كارمان شده شعر سپيد و سنگ
يعني غزل ـ مَزَل همه تعطيل...‏

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 23:36  توسط پسر دوست داشتنی  |